شکست پیوت های روزانه
مقاله منتشر شده در شماره دسامبر 2010 ماهنامه کارنسی تریدر فارسی
نویسنده: دانیل فرناندز
مترجم: عاطفه هاشمی
در تصمیم گیری های معاملاتی روزانه مبتنی بر ساپورت و رزیستنس، عامل زمان را فراموش نکنید
کمتر ابزاری در حیطه روش های تکنیکال می توان یافت که به اندازه سطوح ساپورت و رزیستنس پرکاربرد باشند. اما از آنجایی که تعیین درست و صحیح سطوح ساپورت و رزیستنس کار دشواری است، سیستم های مکانیکی که بر اساس آن ها طراحی می شوند بسیار اندک هستد. در این مقاله یک استراتژی معاملاتی بر اساس سطوح پیوت (یعنی سطوح ساپورت و رزیستنس میان روز) و عملکرد آماری دراز مدت آن به شما نشان داده خواهد شد. نتایج آن نشان خواهد داد که می توان در بازار فارکس از ناکارآمدی های سطوح پیوت یک سیستم موفق ایجاد کرد.
محاسبات سطوح پیوت
سطوح پیوت فرمول هایی برای تعیین سطوح ساپورت و رزیستنس است که از سطوح High، Low و Close روز قبل استفاده می کند. با گذر سال ها، این سطوح در آگاهی گروهی جامعه معامله گر ریشه کرد و بعنوان سطوح ساپورت و ریستنس استانداردی که اکثریت معامله گران از آن استفاده می کنند جای خود را باز کرد.
سطوح پیوت با روشی دقیق و ریاضیاتی از اطلاعات قیمتی روز گذشته استفاده می کند و هر روز سطوح پیوت جدید محاسبه می شود. با جمع و تفریق کردن همین سطوح پیوت و لحاظ کردن اطلاعات قیمتی روزهای گذشته می توان چندین ساپورت و رزیستنس دیگر نیز بدست آورد. فرمول سطوح پیوت و یا PP به شکل زیر می باشد:
PP = (H+L+C)/3
با روش زیر می توان از PP سطوح ساپورت و رزیستنس را استخراج کرد:
رزیستنس اول (R1) = (PP*2) – L
ساپورت اول (S1) = (PP*2) – H
ساپورت دوم (S2) = PP - (H+L)
ساپورت سوم (S3) = (pp*2) – (2 * H) + L
یک کاربرد خلاف روند سطوح پیووت این است که همه پوزیشن های فروش را پوشش دهد و هم راستای دو سطح ساپورت بالا رود و یا اینکه همه پوزیشن های خرید را به فروش برساند و روی سطوح رزیستنس فرود آید. همچنین اگر قیمت از بالا به سطوح رزیستنس ویا از پایین به سطوح ساپورت فشار آورد باید وارد معاملات شکست سطوح شد.
برای قراردادن معامله بر پایه سطوح پیووت باید ابتدا بدانیم که تعیین روش مورد نظر بسیار دارای اهمیت است. یعنی بدانیم آیا می خواهیم در محیطی که انتظار حرکات قیمتی range bound را داریم از این سطوح برای معاملات خلاف روند استفاده کنیم و یا اینکه این سطوح پایه یک استرتژی شکست سطح را ایجاد کرده اند که در آن، حرکات قیمتی بالای رزیستنس نشان دهنده افزایش قیمت بیشتر و حرکات زیر سطوح ساپورت نشان دهنده کاهش قیمت های بیشتر می باشند. تحلیل حاضر، سیستمی را بر مبنای شکست سطح S2 و R2 در جفت ارز EUR/USD نشان می دهد.
یک استراتژی بر مبنای شکست پیوت
این سیستم از یک منطق ورود به معامله ساده استفاده می کند: طبق این سیستم زمانی که کندل یک ساعته در زیر سطح ساپورت S2 باز می شود باید وارد معامله فروش شد و زمانی که بالای سطح رزیستنس R2 باز می شود دستور به ایجاد معامله خرید می دهد.
اگر Open>R2 = معامله خرید
اگر Open<S2 = معامله فروش
خروج از معامله می تواند هم بر مبنای حد سود و ضرر و هم بر مبنای گذشت زمان باشد. حد ضرر برای معامله فروش باید در سطح S1 و برای معامله خرید باید در سطح R1 قرار داشته باشد و حد سود برای معامله فروش باید به اندازه تفاوت بین PP و سطح S3 و برای معامله خرید باید به اندازه تفاوت بین PP و S3 از نقطه ورود فاصله داشته باشد. خروج از معامله بر مبنای گذر زمان نیز اینگونه است که همه معاملات پس از 30 دقیقه بعد از ورود به معامله بسته میشوند.
معادله زیر حجم معامله شما را تعیین می کند، طبق این الگو ریسک شما در هر معامله حدود 1.5% تخمین زده شده است.
= سایز معامله 0.02 بالانس حساب به دلار / (سایز قرارداد به دلار * │حد تریگر – سطح پیوت│)
حد تریگر = R2 (برای معاملات خرید) و S2(برای معاملات فروش )
شکل 1 یک معامله ساده را در تاریخ 21 سپتامبر 2010 نشان می دهد. سطوح پیوت برای آن روز (بر حسب قیمتهای 20 سپتامبر):
Pivot = 1.3070
S1= 1.3021
S2= 1.2979
S3= 1.2930
R1= 1.3112
R2= 1.3161
R3= 1.3203
وقـــتی ســومین کـــندل ساعتی روز در قــیــمت 1.3247 در بالای R2 باز شد معامله خـــرید آغـــاز شد. حـــد ضــرر 135 پیپ (1.3247-1.3112) زیر سطح ورود به معامله و حد سود 133 پیپ (1.3203 – 1.3070) بالاتر از سطح ورود به معامله قرار گرفت. با فرض اینکه بالانس این حساب 100 هزار دلار و سایز قرارداد استاندارد فارکس نیز 100 هزار دلار است، سایز معامله ما میشود 110 هزار دلار. (0.02 * 100000 / (100000*│1.3161-1.3070│)
این معامله با رسیدن قیمت به حدد سود بسته شد.
توجه داشته باشید که مقدار پولی که در هر معامله روی آن ریسک می شود تا حد زیادی بستگی به این دارد که کندل ساعتی قبل نسبت به R1 یا S1 چقدر فاصله گرفته است. در این مثال، کندل صعودی ما درست قبل از نقطه ورود به معامله به درون سطوح R2 و R3 نفوذ کرد در نتیجه سیستم متحمل ریسک بیشتری می شود (چرا که حد ضرر فاصله بیشتری از قیمت ورود به معامله می گیرد) گرچه شتاب بیشتر بازار احتمال رسیدن قیمت به حد سود را افزایش می دهد.
نتایج سیستم
این سیتسم از تاریخ 1 ژانویه 2000 تا 1 اکتبر 2010 بر روی چارت یک ساعته جفت ارز EUR/USD مورد آزمایش قرار گرفت. بهای معاملات نیز 0.0002 یعنی دو پیپ در نظر گرفته شد.
شکل 2 نشان می دهد این سیستم در این دوره 11 ساله عملکردی موفقیت آمیز و سودده داشته است سیستم خروج از معاملات بر مبنای گذرزمان هم در بعضی معاملات فعال و در بعضی معاملات فعال نبوده که البته نتیجه معاملات با فعال بودن این سیستم رضایت بخش تر بود. جدول 1 عملکرد این استراتژی را بدون سیستم گذر زمان نشان می دهد. معاملاتی که احتمال به سود رسیدن آنها یعنی رسیدن به حد سود معامله در آن ها بالاست در همان روز اول این اتفاق می افتد و معامله بسته می شود. با بسته شدن معامله ظرف 30 دقیقه عامل شکست سطح میان روزی عیان می گردد و کارآمدی این سیستم به شدت افزایش می یابد. نتایج آزمایش نشان میدهد بدون سیستم خروج از معامله با گذر زمان معاملات به ندرت سودآور می شوند.
سیستم خروج ظرف 30 دقیقه در طی این ده سال فقط سه سال با ضرر همراه بوده است و میانگین سود سالانه آن 8.09 دصد محاسبه شده است و حداکثر افت آن نیز -17.08 درصد بوده است. نسبت سود به ضرر این استراتژی نیز رقم خوبی برآورد شده است و سایز معاملات سودده به معاملات ضررده حداقل 1.5 برابر بوده است.
بررسی سودهای سالیانه این سیستم دید خوبی در مورد مشخصه های معاملاتی درازمدت این سیستم به ما می دهد و آن این است که بیشتر سودهایی که این سیستم کسب کرده است در مدتی حدود یک سوم زمان مورد آزمایش ما می باشد عملکرد این سیستم در بقیه این مدت یا همراه با افت بوده و یا همانطور که در شکل 3 مشاهده می کنید سودها و ضررها با هم سربه سر شده اند. خیلی عجیب است که این سیستم گرچه بطور میان روزی عمل می کند اما مشخصه های کلیدی عملکرد آن چون سوددهی، افت ها، طول مدت، توزیع های سود سالیانه و ... بسیار شبیه سیستم هایی است که از استراتژی های درازمدت و هم جهت با روند پیروی می کنند. اما بهرحال چون این سیستم در شرایطی که حالت range bound در تایم فریم روزانه پدیدار می گردد بهترین عملکرد را از خود بروز می دهد، می تواند بعنوان یک مکمل مفید برای استراتژی های هم جهت با روند مثل سیستم moving average که در شماره نوامبر 2010 کارنسی تریدر با عنوان "روند اندیکاتور میانگین چند گانه" منتشر شد، کاربرد داشته باشد.
زمان، عمل کلیدی
این تحلیل دو مساله بسیار مهم را در خصوص استراتژی های پیوت محور را تاکید می کند. اول، ایجاد سیستم هایی که بطور میان روزی بتواند معاملاتی حساب شده بر مبنای سطوح ساپورت و رزیستنس داشته باشد را امکان پذیر نماید و دوم این که عامل خروج با گذر زمان، برای موفقیت این سیستم عاملی حیاتی و مهمی است. اگر بخواهید استراتژی هایی را با استفاده از سطوح پیوت ایجاد کنید باید زمان مناسبی برای نگهداشتن پوزیشن خود در نظر داشته باشید و اگر قیمت به سطح مورد نظر شما در حد سود و یا ضرر نرسید، در زمان مقرری از معامله خارج شوید. این کار از تعداد پوزیشن های شانسی شما کم می کند و احتمال اینکه سودهای انباشته شده از تمام پوزیشن های کوتاه مدت یکدفعه بدست آید را افزایش می دهد.
این استراتژی تنها نگاه کوتاهی به احتمالات مختلف این نوع تحلیل ساپورت و رزیستنی بود بعنوان مثال این استرتژی از تایم فریم های بزرگتر یا مکانیسم های دیگر برای بدست آوردن یک نقطه ورود مناسب تر بهره نمی برد. فاکتورهای دیگری چون در نظر گرفتن فاکتور نوسانات اضافی (یعنی اجازه دادن یا ندادن به معامله درزمان هایی که نوسانات بازار به حد خاصی می رسد) می تواند مکانیسم های نقاط ورود و خروج از بازار را بیشتر صیقل دهد و معامله گر را به سودهای بیشتری برساند. در نهایت باید اصلاحات بیشتری روی این استراتژی صورت گیرد و روی جفت ارزهای دیگر و یا حتی ابزارهای دیگر نیز مورد آزمایش قرار گیرد.
تاثیر سیستم خروج بر مبنای گذر زمان
.
منحنی های نقدینگی
این سیستم بدون خروج بر مبنای زمان هم کار خود را با سوددهی به پایان برد اما عملکرد کلی آن بی سود و ضرر بود. اما با سیستم خروج بر مبنای زمان میزان نقدینگی به بیش از دو برابر افزایش یافت.
.
سودهای سالانه

در طول 11 سال زمان مورد آزمایش، هشت سال آن سودآور بوده است و میانگین سال های سودآور آن بسیار بالاتر از سال های شکست آن بوده است.
|
|
امتیاز بدهید:
|
سایر اخبار روز | آرشیو خبر |
English
فارسی
العربی




