مبدل ارز ها


  تحلیل بنیادی یا فاندامنتال ...

در تحلیل بنیادی به دنبال اين هستیم كه متوجه شویم چه عواملی موجب تغییر میزان عرضه و تقاضا می گردند؟در واقع یک تحلیلگر بنیادی الگویی را طرح می کند تا به وسیله آن بتوان نوسانات عرضه و تقاضا را تعیین نمود و سپس ارزش قيمت های آتي را پیش بینی کرد.البته ما نيز به عنوان یک تحلیلگر بنیادی به دنبال آن هستیم تا چشم انداز اقتصادی کشورهای مختلف را درک کنیم تا از اين طريق روند های بلندمدت را تشخیص دهیم. آنگاه تلاش می کنیم زمانی که نرخ های مبادله کمتر از حد ارزشگذاری شده آن را خریداری کنیم و زمانی که بیش از حد ارزشگذاری شده آن را به فروش برسانیم. در واقع ما در تحلیل بنیادی در نظر اول به دنبال روند کلی هستیم.


عدم تعادل :


به منظور توانايي پبش بيني قيمت هاي آينده ، به شناخت اقتصاد یک کشور نياز داريم و سپس باید به این بپردازیم که چه چیزی این عدم تعادل را ایجاد کرده است؟در واقع عدم تعادل در بازار موجب تغییر قیمتها می شود. به عنوان تحلیلگر باید دریابیم که دو اقتصاد در چه نرخی به تعادل میرسند.لازم به ذکر است كه مکانیزم تعادل در روند اقتصادي به گونه ای است که با تغییر قیمتها تعدیل می گردد .تمایل سرمایه گزاران در بازار به انتظارات آنها از نوسانات آینده قيمت ها وابسته است.به همین دلیل این موضوع انگیزه اصلی در تعیین نرخ های مبادله محسوب مي شود. چنانچه در مجموع اکثریت بازار انتظار بالا رفتن نرخ های مبادله را داشته باشند اقدام به خرید آن ارز خواهند کرد و اگر انتظار پایین آمدن نرخ ها را داشته باشند نيز ارز مورد نظر را به فروش می رسانند.به طور کلی ترس , امید , بحران ها , عوامل اقتصادی , سیاسی و مالی مسایلی هستند که انتظارات معامله گران بازار را تغییر میدهند که این امر موجب عدم تعادل بین عرضه و تقاضا و در نتیجه تغییر قیمت ها تا رسیدن به تعادل میگردد.در واقع یک معامله گر نیز با پیدا کردن عدم تعادل ها در جهت سرمایه گزاری برای کسب سود تا رسیدن به نقطه تعادل تلاش میکند.در اینجا ذکر اين نکته ضروری است كه عامل ترس و طمع در بین معامله گران بسیار اهمیت دارد و می توان گفت دلیل اینکه رفتار کل بازار معمولاً غیر قابل پیش بینی است نیز به همین عامل برمی گردد زیرا اگر تنها از طریق تفسیر عوامل اقتصادی و مالی نرخ ها تعیین شود ، بازار رفتاری کاملاً منطقی خواهد داشت.


تحلیل بنیادی چگونه انجام می شود؟


به طور خلاصه روند تحلیل به صورت زیر می باشد

·         گرداوری اطلاعات مربوط به بنیادهای اقتصادی

·         بررسی و تفسیر اطلاعات و آگاهی های موجود

·         طراحی الگو و ساختار آن

·         تعیین روابط بین متغیر های الگو

·         تعیین اهمیت متغیر های الگو

·         تعیین ارزش آینده یک ارز در برابر ارز دیگر

·         مقایسه ارزش ذاتی با قیمت جاری




در واقع یک معامله گر یا تحلیل گر بنیادین الگويی را می سازد که ورودی ها را به آن داده و خروجی ها را تحویل می گیرد. مثلاً یک معامله گر پس از بررسی اقتصاد ایالات متحده روند سه ماهه دلار را کاهشی می بیند و بر این اساس تلاش می کند ارزی را که در 3 ماه آینده تقویت می شود خریداری کرده و دلار را در برابر آن به فروش برساند. زمانی که چنین انتظاری داشته باشد با انتشار واقعیت های بازار سعی در تسویه معاملات خود خواهد کرد.


تقسیم بندی بنیادهای اقتصادی:

یکی از بهترین و متداول ترین دسته بندی ها  عبارتست از

·         عوامل اقتصادی

·         عوامل مالی

·         رویدادهای سیاسی

·         بحران ها




این دسته بندی یافتن رابطه ها را آسان می سازد و برای سرمایه گذاران قابل توجه خواهد بود.


عوامل اقتصادی:

عوامل اقتصادی همه شاخص های کلان اقتصادي به ویژه رشد شاخص درآمد ملی , سطح قیمت , اشتغال و مسکن را در بر گرفته و در این زمینه همه شرکت کنندگان در بازار ارز اطلاعات جدید اقتصادی را بوسیله شاخص ها و گزارش های آنها دنبال می کنند. بي شك تولید , تجارت بین الملل , درآمد ملی , گزارش هاي بخش صنعت , اشتغال و دیگر شاخص های اقتصادی در شکل گیری روند قیمت ها نقش عمده اي بازی می کنند

عوامل مالی:


عوامل مالی بیشتر بر روی نرخ های بهره در سطح بین الملل و شیوه نگرش بانک ها یمرکزی به آن تکیه می کند.همانطور که می دانیم نرخ های تنزیل توسط بانک های مرکزی تغییر می کند و علی رغم این حقیقت که بازار ها به دقت فعالیت بانک های مرکزی را زیر نظر دارند و برای پیش بینی زمان تغییر نرخ های بهره و چگونگی حرکت نرخ های تنزیل تلاش می کنند اما فعالیت بانک های مرکزی به صورت پنهانی و محرمانه صورت می پذیرد .در این میان بانک های مرکزی تنها نرخ های تنزیل را در نشست های مشخص خود تغییر می دهند.


رویداد های سیاسی اجتماعی:


در مجموع عوامل سیاسی بر اساس اطمینان از زمان و تاریخ انتشار آنها تنوع و گوناگونی بسیاری دارند. به عنوان مثال زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در برخی کشورها دقیقاً مشخص است اما در برخی کشور ها اینطور نیست که این مسئله خود میتواند بر بازار تاثیر بگذارد.


مثال دیگر اینکه مثلا از فروپاشی جماهیر شوروی توسط هیچ کس و هیچ عامل بنیادی پیش بینی نمی گردید که این مسئله باعث نوسان در بازار ارز گردید  

بحران ها:


بحران ها بسته به میزان توانایی پیش بینی آن ممکن است در برخی موارد برای بازار یک عامل مهم باشند.حملات تروریستی جنگ خشکسالی زلزله و پیش بینی های غیر متظره در این دسته قرار میگیرند.
به عنوان مثال حمله امریکا به عراق به دلیل پیش بینی های قبلی چندان بازار را تحت تاثیر قرار نداد اما اعلام خبر دستگیری صدام حسین باعث تقویت دلار گردید.همچنین رویداد هایی مانند رویداد ماه اوت و ریزش ارزها در برابر دلار نیز در دسته بحران ها جای میگیرند.


در نهایت باید گفت با آموختن تحلیل بنیادی می توان پی برد که:
چرا نرخ های مبادله حرکت می کنند.؟
چگونه تغییرات قیمت را تفسیر کنیم؟
چگونه اقتصاد کشور ها را تجزیه و تحلیل کنیم؟
چگونه به احساسات و انتظارات بازار پی ببریم؟
چگونه مفاهیم اقتصادی را در راستای سرمایه گذاری به کار ببریم؟
چگونه می توان قیمت ها و حرکت های آینده را پیش بینی نمود؟ 

امتیاز این خبر: 3.7/5 (6)
چهارشنبه، 14 بهمن، 1388
توسط: Bamdad
تعداد بازدید: 329
امتیاز بدهید:
  • تا به حال 3.67/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سایر اخبار روز | آرشیو خبر
ارسال برای شبکه های اجتماعی
نسخه اصلی
 
نظر بدهید
 

جهت ارسال نظر لطفا در سایت عضو شوید.

 
اخبار مرتبط
 

 
مطالب دیگر