مبدل ارز ها


مسیر سایت: -> مقالات روز فارکس -> مصاحبه
  اخبار آرشیو  

  مصاحبه با سید احمد غفاری تحلیل گر ایرانی بازار فارکس


مصاحبه اي که ظاهرا طلسم شده بود بالاخره آماده گرديد.به دلايل متعددي از جمله تغييرات فني سايت ما، مشغله آقاي غفاري و حتي وقايع اخير کشور انتشار اين مصاحبه با تاخير فراواني مواجه شده بود اما خوشبختانه با همکاري آقاي غفاري بخش هاي به جا مانده از آن هم تکميل گرديد و اکنون خدمت شما عزيزان تقديم مي گردد. 
 
·         احتمالا همه اهالي بازار ارز در ايران اسم شما را شنيده اند، اما فکر مي کنم بد نباشد دقيقا بدانند سيد احمد غفاري کيست؟
 
بنده سيد احمد غفاري هستم و در شهريور سال 1357 در مشهد متولد شده ام. پس از طي هنرستان در رشته مکانيک خودرو از دانشگاه به سال 1379 در رشته مهندسي مکانيک گرايش سيالات فارغ التحصيل شدم. بلافاصله در ارتش جمهوري اسلامي ايران خدمت نظام خود را آغاز نموده و در سال 1381 به پايان رساندم و هم اکنون حدود 6 سال از ازدواج ينده گذشته و فرزندي نيز ندارم.
 
·         چطور شد که در بازار ارز به فعاليت پرداختيد؟
 
بنده در حدود سال 1377 و در خلال سنوات دانشگاه با بازار بورس تهران آشنا شده و پس ار مدت کوتاهي نيز از طريق اينترنت با بازارهاي مالي بين الملي آشنا شدم. پس از حدود دو سال مطالعه و تحقيق که به آشنايي با ديگر عزيزان خبره و فعال کشورمان در آن دوره ( همچون آقايان مسعود محمدي ، نوري و ماجد و ...) و کسب تجربه از آنان منجر شد، بلافاصله با پايان خدمت سربازي براي کسب تجربه بيشتردر اين زمينه به ديگر کشورها شامل لبنان (بيروت)، ترکيه، امارات متحده عربي و انگلستان نقل مکان نموده و با استفاده از مراجع و منابع معتبر، تحليلگران کارکشته در اين زمينه به فعاليت علمي و عملي پرداختم و با مکانيسم کارگزاري، تحليل تکنيکال و فاندامنتال و مديريت ريسک و پول تا حد قابل قبولي آشنا گشتم.
 
·         فعاليت حرفه اي شما در طول اين سال ها به چه صورت بوده؟
 
در سال 1382 بنده به عنوان تحليل گر بازارهاي مالي در شرکتي مالي وابسته به بانک مرکزي لبنان، بکار مشغول شدم.
پس از حدودا يکسال و نيم فعاليت در سال 2005بعنوان تحليلگر بازارهاي مالي (Market Analyst) بدنبال دعوت يک شرکت تحقيقاتي و مديريت سرمايه در سيدني استراليا به اين کشور نقل مکان نموده و تا اوايل تابستان 2008 به فعاليت خود در استراليا و امريکا ادامه دادم. عمده فعاليتها در طي اقامت بنده درطي اين دوره و در کشورهاي استراليا و آمريکا تحليل تکنيکال و فاندامنتال بازارهاي مالي استراليا، کالا، ارز سهام و بعضا ديگر ابزارهاي مالي نوين، شرکت در برخي سمينارها و کنفرانسهاي مرتبط با بازارهاي مالي بعنوان سخنران و بعضا تنها شرکت کننده، ارائه Advisory Services به تعدادي از سرمايه گذاران شخصي، انجام معاملات شخصي و برگزاري دوره هاي عمدتا خصوصي براي برخي از علاقمندان و معامله گران از سيدني استراليا و نيويورک گرفته تا اندونري، مالزي، هنگ کنگ، لندن و حتي دبي، بوده است .پس از آن و بدنبال دعوت يکي از دوستان کارشناس بازارهاي مالي به ايران بازگشته و بمدت 10 ماه با مجموعه حرفه اي جاويد ايرانيان که با وب سايت iftc.ir  شناخته مي شوند همکاري نمودم.
البته در اين بين گاها مقالات و جزواتي را نيز عمدتا به زبان انگليسي براي برخي نشريات، وب سايتها و ...مي نوشتم که البته با وجود کمبود شديد وقت کماکان ادامه دارد. تصور ميکنم  برخي ار آنها هنوز در وب سايتهاي معتبر مالي موجود باشد ( با وجود گذشت مدت طولاني از انتشار برخي مقالات و جزوات هنوز تصور مي کنم با جستجوي کلماتي مانند S.A Ghafari FX  يا S.A Ghafari Analyst احتمالا به برخي از آنها دسترسي خواهيد داشت) البته بنده از ابتداي سال 2008 ميلادي نيز بعنوان Independent FX Analyst يا تحليلگر مستقل بازار جهاني ارز با شرکت اسپانيايي FXstreet به آدرس FXstreet.com همکاري جدي تري را آغاز کردم که بيشتر بصورت ارزيابي، نوشتن تحليل تکنيکال و فاندامنتال از بازارهاي ارز و کالا و برگزاري سمينارهاي آموزشي و تحليلي مي باشد.
اخيرا با شرکت کارگزاري  Persepolis Capital و با مديريت دوست عزيزم جناب مهندس دريس زاده که در امارت دبي به توافقي براي راه اندازي يک Live Trading Room  و همچنين دوره هاي آموزشي - تحليلي اينترنتي ( بصورت کنفرانسهاي منظم آموزشي، تحليلي که با بهره گيري از صوت و تصوير همزمان و لايو در وب سايت اين شرکت برگزار خواهد شد) دست يافتيم که مقرراست بصورت منظم براي علاقمندان بازارهاي مالي فارسي زبان در فاز يک و انگليسي زبان در فاز دوم در ايران عزيز و ساير کشورها برگزار گردد. البته بزودي ايشان براي معرفي بازارهاي واقعي مالي که تفاوتهاي اساسي با آنچه در ايران بنام فارکس شناخته مي شود دارد، نيز WorkShop ها و سمينارهايي را در تهران و چند شهر بزرگ ايران عزيز برگزار خواهند کرد که به احتمال زياد بنده نيز ايشان را در اين مهم ياري خواهم کرد. البته برنامه هايي نيز در تهران در حال برنامه ريزي مي باشد که احتمالا شامل برگزاري WorkShop ها و دورهاي تخصصي تحليل بازارهاي مالي و مديريت ريسک ارز براي مديران و کارشناسان برخي از بانکهاي دولتي و خصوصي خواهد شد. همچنين دوره هاي آشنايي مديران بخش کشاورزي و صنعت با بازارهاي مالي و نحوه بهره بردن از نوسانات محصولات مالي نيز برنامه ديگري است که توسط برخي از عزيزان در تهران در حال پيگيري و برنامه ريزي مي باشد و به احتمال زياد بنده بعنوان مدرس اين دوره ها خواهم بود. البته برنامه بسيار است و وقت کم و اين تا الان بزرگترين مانع بنده بوده است. طراحي سيستم هاي کاربردي معاملاتي نيز بخشي از فعاليت بنده براي برخي اطراف سرمايه گذاري بوده و مي باشد که بخش زيادي از وقت کاري بنده را به خود اختصاص داده است.
 
·         در خلال سال هايي که شما عنوان فرموديد کتابي به فارسي و با نام شما انتشار (ظاهرا غير رسمي) يافته، آيا اين کتاب واقعا توسط شما نوشته و منتشر شده؟
 
در مورد اين کتاب که به نام بنده در کشور بفروش مي رسد، نيز بايد عرض نمايم که اين کتاب در سال 1383 و بصورت جزوه اي براي آشنايي بيشتر علاقمندان در تيراژي محدودي منتشر شد که از نظر سطح کيفي محتوا نمره اي بين 3 تا 5 از 10 مي توان به ان داد و قطعا براي آشنايي مقدماتي و متوسطه علاقمندان مفيد خواهد بود. اين کتاب از حدود سال 1386 تا چند ماه پيش توسط شرکت سرمايه گذاري آتيه (سهميران) در مشهد مجددا چاپ شده و بفروش مي رسيد که با پيگيري هاي بنده فروش آن متوقف گرديده. علت توقف چاپ آن، غني تر شدن نسبي بازار از کتابهاي مفيد نسبت به چند سال گذشته مي باشد. البته از دو سال گذشته تاکنون بنده در حال نوشتن دو کتاب به زبان انگليسي مي باشم که با توجه به ضيق وقت هنوز به پايان نرسيده است. اين دو کتاب پس از پايان آن به احتمال زياد در ايالات متحده يا انگلستان منتشر خواهد شد و محتواي آنها بيشتر ارائه و شناخت تکنيکهاي کاربردي تحليل و معامله گري در بازارهاي مالي مختلف خواهد بود (کاربردي تر از آنچه تاکنون در کتابهاي انگليسي زبان منتشر شده است). البته علت آنکه کتابها راهکارهاي جامع و عملي را عمدتا ارائه نمي دهند آنست که کمتر تحليلگر يا کارشناسي به افشاي آنچه باعث تمايز آنها از ديگر رقيبان مي شود در کتابي علاقمند مي باشد، هرچند برخي از کتب مطالب بسيار مفيدي را در خود گنجانده اند.
 
·         فکر مي کنم همه اشخاصي که در فارکس فعاليت دارند به نوعي و حداقل تا مقطعي از فعاليت حرفه اي شان ، با خانواده شان بر سر نوع شغل شان به مشکل برخورده باشند، حتي وقتي پاي درد دل اشخاص حرفه اي هم مي نشينيم از نارضايتي همسر، پدر ، مادر و حتي فرزندشان نسبت به شغلشان شکايت دارند و عمدتا هم اين نارضايتي ها پيرامون مسائلي چون تفاوت روزهاي تعطيل و ناشناخته بودن موضوع فعاليت براي نسل هاي گذشته باز مي گردد. شما چطور، آيا چنين مشکلاتي داشته ايد؟

مي شود گفت بله البته نه از طرف پدر و مادر بلکه اين مسئله پس از ازدواج تا حدي خودنمايي کرد. البته بيشترين مشکل مربوط به سفرهاي خارجي پي در پي و گاها غيبتهاي نسبتا طولاني بنده بوده و ميباشد. موضوع شناخت پيدا کردن خانواده از اين بخش خاص از اقتصاد مسئله بزرگي نبوده و به سرعت حل شد.

·         معاملات فارکس همراه با ريسک و به تبع آن استرس همراه هستند ، اما يک استرس و فشار عصبي مجزايي هم دقيقا همين مسائل جانبي به معامله گران وارد مي کند ، بعنوان مدرسي که با معامله گران و دانشجويان زيادي از سراسر دنيا مواجه بوده ايد ، چه راه حلي را براي اين عوامل جانبي مناسب مي دانيد ؟
بدون شک ، حرفه هاي خاص مشکلات خاص خود را نيز دارند. استرس و فشار عصبي نيز عکس العمل کاملا طبيعي بدن در مقابل نگراني هاست و بنظر مي رسد يکي از راههاي مواجهه با آن اعمال کنترل بر عوامل بوجود آورنده آن مي باشد. بطور مثال شخص تازه کاري که قصد انجام معامله در بازارهاي مالي را دارد اما درآمد جانبي يا اصلي ثابتي براي پوشش هزينه هاي روزمره زندگي خود يا خانواده خود را ندارد قطعا استرس و فشار زيادي را بهنگام انجام معاملات متحمل خواهد شد که جز با ايجاد يک منبع درآمد تقريبا ثابت تا رسيدن به امنيت مالي حل نخواهد شد. يا کسي که داراي شخصيتي بسيار محافظه کار مي باشد يا اصطلاحا کارمند صفت مي باشد و زندگي آرامي را نيز جستجو مي کند اساسا مناسب اين حرفه نمي باشد و بهترين راه حل رفع استرس اين نوع اشخاص منصرف نمودن آنها از ادامه فعاليت در بازارهاي مالي خواهد بود. مشکلاتي که از عدم شناخت خانواده از اين حرفه منجر مي شود را نيز مي توان با آسان نمودن فهم آن تا حدي حل نمود. بطور مثال براي اکثر افراد دستکم واژه هاي بازار بورس يا بازار سهام يا سهام شرکتها آشنا مي باشد و بسته به ميزان آشنايي افراد با اين اصطلاحات مي توان تا حدي ذهنيت افراد را نسبت به معامله گري در بازارهاي مالي روشنتر نمود. هرچند بنظر بنده در صورت علاقه شديد و دارا بودن شرايط يک معامله گر، عدم درک ديگران از پيچيدگي حرفه شما دليل محکمي براي کنار گذاشتن آن نمي باشد.
·         شما در کشورهاي مختلفي به فعاليت پرداخته ايد، شرايط بازار ايران را در مقايسه با ساير کشورهايي که تاکنون فعاليت داشته ايد، چگونه مي بينيد؟ (اعم از پيشرفته تا هم سطح ايران)
اگر مقصود شما از بازار در اين سوال بازار سرمايه ايران مي باشد که بايد گفت متاسفانه شرايط هنوز قابل توجه نيست. ضعف ساختار کلي و جزئي ، به روز نبودن قوانين و عدم وجود تنوع در محصولات مالي و از همه مهمتر عدم آشنايي کافي بخشهاي مختلف جامعه شامل سرمايه گذاران، مديران کلان، مسوولان دولتي و عموم مردم با پيشرفتهاي صورت گرفته در اين بخش در دنيا باعث شده هنوز بازارهايي شايسته با حجم و اندازه اقتصاد کشور عزيزمان نداشته باشيم. البته ساختار اقتصادي ايران برغم حجم نسبتا قابل توجه آن مشکلات عديده اي را در اکثر بخشها ( توليد، خدمات، کشاورزي، سياستگذاري مالي و ...) تجربه مي کند و با توجه به ارتباط نزديک بخشهاي مختلف اقتصادي با بازارهاي مالي (شامل بازار سرمايه) در حال حاضر چيزي جز وضعيت فعلي نمي توان انتظار داشت. اميدوارم بزودي شاهد رفع مشکلات و ايجاد بازارهاي مالي پويا در کشور عزيزمان باشيم.

·         تلقي شما از جذابيت بازار ايران چيست و چقدر فضاي پيشرفت براي آن مي بينيد؟ يعني فکر مي کنيد با لحاظ کليه شرايط موجود از قبيل جمعيت ايران ، درآمد سرانه ، سرانه پس انداز، تورم و شرايط خاص سياسي و بين المللي و...بازار ايران چقدر مي تواند گسترش يابد؟
بازار سرمايه ايران با توجه به پتانسيلهاي قابل توجه اقتصادي و سياسي مي تواند براحتي هم سطح کشورهاي مانند روسيه، اسپانيا و حتي بازارهايي مانند ايتاليا و فرانسه، توسعه يافته و فعاليت نمايد اما بازارهاي مالي پويا همانطور که پيشتر عرض کردم لوازم و شرايط بسياري را مي طلبد تا به سطحي از قدرت، مطلوبيت و شفافيت برسد که براي تمام بخشهاي جامعه و حتي خارج جامعه (غير ايرانيان) جذاب گردد. بطور کلي بازارهاي سرمايه هر کشور را مي توان تا حد زيادي آينه و انعکاسي از وضعيت اقتصاد آن کشور دانست، بنابرين اميدوارم دولتمردان و سياستگذاران کشور عزيزمان بتوانند ساختار اقتصادي کشور را بهبود بخشند. در اينصورت بازارهاي مالي بين المللي و معامله گران ايراني آن در داخل کشور نيز از اين فرآيند بي بهره نخواهند بود و بدون شک قوانين مناسب و محکم در کنار فرهنگ سازي و آموزش مناسب در ايران راه توسعه هر چه بيشتر اين بخش را هموار خواهند نمود.

·         آيا مي توان انتظار بوجود آمدن شرکت هاي مالی حقيقتا قدرتمند ، حداقل در مقياس اقتصاد ايران را داشته باشيم در شرايطي که کارگزاري ها و نهادي مالي وابسته به بازار سهام و ساير حوزه هاي سازمان بورس و اوراق بهادار علي رغم ميزان بالاي سرمايه هاي سرگردان و حمايت هاي دولتي، ظرف 5 سال گذشته سير قهقرايي داشته اند؟
متاسفانه تا هنگاميکه سازوکار قانوني اين نوع فعاليتها در ايران بصورت دقيق تعريف و بوجود نيايد بنده شخصا انتظار وقوع همچنين اتفاقي را ندارم.

·         در حال حاضر فقدان يک تشکل ناظر،مسول و پاسخ گو که مبدي بازار ارز در ايران باشد به خوبي احساس مي شود، آيا اقدامات دولتي صورت پذيرفته از جمله تاسيس شرکت فرابورس ايران و تلاش هاي سازمان و بورس و اوراق بهادار مي تواند در آينده براي ارز هم مفيد فايده باشد؟ يا اين امر تا فراهم نيامدن يک تشکل غير دولتي و اصطلاحا صنفي ميسر نخواهد بود؟

بهرحال بنده شخصا با شنيدن اين اخبار و تحولات جديد به آينده بازارهاي مالي در ايران تا حدي خوشبين و اميدوار مي شوم اما بقول حضرتعالي تا فراهم نيامدن تشکيلات سازماني و صنفي قانوني حال چه دولتي چه غير دولتي و ديگر مبادي قانوني لازمه نمي توان انتظار چنداني داشت.

·         ارزيابي شما از آينده بروکرهاي خارجي در ايران چيست؟ با توجه به محدوديت هاي ارتباط مالي از ايران با خارج از کشور و نيز تاسيس اولين بروکر ايراني ، فکر مي کنيد تمايلات سرمايه گذران و معامله گران چطور پيش خواهد رفت؟
نحوه کنوني سرويس دهي و فعاليت بروکرهاي مالي خارجي در ايران را مي توان به وضعيت فعلي شرکتهاي هواپيمايي در ايران تشبيه نمود. در شرايط تحريم اقتصادي فعلي نمي توان انتظاري بيش از اين داشت. البته جنبه هايي مهم ديگري جز تحريم نيز در اين بين ديده مي شود که از آن جمله مي توان ابتدا به عدم وجود درک صحيح از معامله گري در بازارهاي مالي و سرمايه گذاري در بين اکثريت معامله گران و سرمايه گذاران ايراني و پس از آن جذاب جلوه دادن بيش از حد اين حرفه توسط اکثر شرکتهاي بازارياب فعال ايراني (IB) و پرداختن و تاکيد بر جنبه هاي جذاب و فريبنده معامله گري در بازارهاي مالي در نزد افراد علاقمند اشاره نمود. بهرحال بنظر بنده آينده بروکرهايي خارجي در ايران تا حد زيادي به سياست گذاريهاي آتي دولت در اين زمينه مربوط خواهد بود. اين يک واقعيت است که سرمايه گذاران هميشه تشنه سرمايه گذاري هستند و هر کجا فرصت سرمايه گذاري مناسب و نسبتا امني بوجود آيد، سرمايه گذاران تعلل نخواهند کرد.

·         يکي از مهمترين دغدغه هاي معامله گران ايراني بازار ارز افتتاح حساب سريع و آسان است که متاسفانه اين مسئله به پيشرفت بروکرهاي بدون شناسنامه تاکنون کمک زيادي کرده و در مقابل هم ضررهاي هنگفتي نه تنها به معامله گران بلکه به ماهيت بازار ارز در ايران وارد کرده است، شما اين مسئله را چطور مي بينيد
معامله گران ايراني بايستي به اين نکته توجه کنند که يک معامله گر حرفه اي و کاربلد براي موفقيت آنچنان نيازي به سرويس افتتاح حساب فوق سريع و يا واريز و برداشت لحظه اي ندارد و آيتمهاي گوناگوني براي انتخاب يک بروکر مناسب وجود دارد. واضح است که بروکرهاي بي ضابطه نيز تنها بدنبال منافع خود مي باشند و از هيچ عملي براي تحريک معامله گران و جذب آنها فروگذاري نمي کنند.

·         آموزش اکتسابي يا تجربه فردي، کدام يک تاثير بيشتري در موفقيت يک معامله گر دارند؟ و ارزيابي شخصي شما از سطح آموزشي بازار ارز در ايران، با توجه به کتاب ها، جزوات و دوره هايي که ارائه مي شود، چيست؟
هر دو اين عوامل لازمه موفقيت مي باشند اما بنظر شخصي بنده شايد بتوان گفت آموزش اکتسابي تنها 30 يا 40 درصد از مواد و مهارتهاي لازمه را به معامله گر مي دهد و مابقي را که بسيار با اهميت نيز مي باشد معامله گر بايستي شخصا سازماندهي و بدست آورد. مهارت معامله گري در اين نوع بازارها را نمي توان با يادگيري بطور مثال يک نرم افزار کامپيوتري مقايسه نمود چرا که اصولا بازار رفتاري صددرصد قابل پيش بيني ندارد و تنها مي توان با استفاده از تکنيکها و تئوريهاي موجود تلاش نمود نزديکترين و محتمل ترين احتمال را مبناي انجام معاملات خود قرار داد. تجربه فردي و مشاوره با حرفه اي ترها در صورت وجود دقت و نظم به معامله گر مي آموزد که کمترين خطا را در بهره گيري از تکنيکها و تئوريهاي تحليلي داشته باشد.

·         چرا تمرکز و گستردگي مباحث تکنيکال از فاندامنتال بيشتر است و هميشه تاکيد بيشتري روي آن صورت مي گيرد؟
از عللي که به گسترش بيشتر مباحث تکنيکال تاکنون کمک نموده بنظر ساده تر بودن فهم آن براي اکثريت معامله گران مي باشد از سوي ديگر تحليل موفق فاندامنتال بازارهاي مالي تا حد زيادي مستلزم دانستن روابط و مفاهيم اقتصادي ساده تا پيچيده دارد که عموم مردم در حالت عادي علاقه اي به دانستن آن ندارند. همچنين اغلب تحليل فاندامنتال توسط مشاوران اقتصادي بازويي است که سياستگذاران و مسوولان مالي و سياسي براي سياستگذاري کلان از آن بهره مي برند و معمولا اهداف ميان و بلند مدتي را نيز دنبال مي کند. ازينرو دقت پايين نتايج تحليل فاندامنتال براي معامله گران کوتاه مدت نيز مي تواند علت ديگري باشد که کفه ترازو را بسمت تحليل تکنيکال سنگين مي کند. البته امروزه بدست آوردن و جمع بندي اطلاعات مورد نياز براي تحليل محصولات مالي با توجه به گسترش و تعدد محصولات مالي، بشيوه تحليل نشانه ها (تحليل داده هاي نموداري يا چارت) بسيار آسانتر و با درصد خطاي کمتري امکان پذير مي باشد. شايد علت ديگري را نيز بتوان متصور شد که آنهم چيزي نيست جز اينکه در چند سال گذشته منابع و مراکز آموزشي در مفاهيم آموزشي خود بيشتر به تحليل تکنيکال مي پردازند و تحليل فاندامنتال بيشتر در دانشگاهها و بخصوص رشته اقتصاد و بازرگاني قابل فراگيريست.

·         در مورد معامله گران ايراني چطور؟ دليل مغفول ماندن نگاه فاندمنتال به بازار را چه مي دانيد؟ آيا اين ضعف به آموزش ها باز مي گردد يا به ضعف دانش زبان انگليسي و کم بودن منابع معتبر فارسي؟
مطمئنا هر سه عامل فوق در اين قضيه سهيم هستند، البته نه اينکه اين علم در داخل کشور وجود ندارد. بدون شک استادان فرهيخته و برجسته اقتصاد در داخل کشور به خوبي از اين مکتب تحليلي آگاهند اما کاربرد اين نوع دانسته ها با توجه به نوپا بودن بازارهاي بين المللي در ايران کمتر مورد توجه قرار گرفته است. البته با وجود همه اين مسائل بنظر بنده معامله گران ايراني بازارهاي بين المللي که عمدتا نيز معامله گر کوتاه مدت بشمار مي روند، نياز چنداني به دانستن تحليل فاندامنتال در سطح بالا براي موفقيت در معاملاتشان ندارند. تحليل تکنيکال رايج داراي اکثر عناصر لازم براي شناخت و موفقيت در بازار مي باشد و بنابرين با اضافه نمودن چاشني هايي همچون کنترل احساسات مخرب، مديريت پول و ريسک شانس بالايي براي موفقيت معامله گر بدست مي آيد.

·         به نظر شما به لحاظ تاثير گذاري بر بازار ارز ، رتبه بندي کشورها چگونه است ؟ آيا تاثير گذاري چين براقتصاد جهاني آنقدر بالا رفته است که اخبار اقتصادي چين بنا به تاثير متقابلي که بر کشورهايي مثل آمريکا، اروپا و انگلستان و... دارد ، مورد توجه معامله گران دلار ، يورو ، پوند و حتي ين قرار گيرد؟
بسيار واضح است که ايالات متحده و اتحاديه اروپا دو پايه اصلي اقتصاد دنيا و بالتبع بازارهاي مالي از جمله فورکس بوده و ميزان تاثير گذاري آنها نيز بر کسي پوشيده نيست. البته بريتانيا و ژاپن نيز با توجه به حجم معاملات بالاي ارز و کالا در آن ها نقش خود را دراين بخشها بازي مي کنند. در مورد تاثير گذاري اخبار اقتصادي کشوري همچون چين بر بازارها و مخصوصا ارزهاي خارجي مطرح نيز بايد به دو جنبه توجه نمود. ابتدا اينکه بنظر مي رسد معامله گران کوتاه مدت جدا از آنکه يک رويداد اقتصادي تا چه حد بر واقع اقتصاد دنيا يا يک ارز يا محصول مالي بخصوص تاثير مي گذارد بيشتر به دنبال نشانه اي يا بهتر بگوييم بهانه اي براي تاييد ذهنيت خود از وضعيت بازار مي گردند. به همين علت است که بازارها يا بهتر بگوييم، معامله گران، با انتشار خبر منفي نچندان مهمي در مقياس اقتصاد کلان که مي تواند تنها ناشي از يک شرايط موقت در يک بخش از اقتصاد باشد، بسرعت و بشدت عکس العمل نشان داده و اگر دچار ترس هستند آنرا با عکس العمل ناگهاني تشديد مي کنند حال آنکه ممکن است بطور مثال در ماه آينده همان شاخص اقتصادي عملکردي بسيار مثبت را نشان دهد. بنابرين تاثير فوري و شديد شاخصهاي اقتصادي کشوري مانند چين بر بازارهاي بين المللي بيشتر به اراده معامله گران و رسانه ها بستگي دارد تا تاثير واقعي اقتصادي هر شاخص. از ديدي ديگر تاثير اقتصادي چين بر نرخ برابري ارزهايي همچون دلار امريکا، دلار هنگ کنگ، ين ژاپن و حتي يورو با توجه به اينکه تبادلات بالاي تجاري با اين کشورها برقرار نموده، مطمئنا هم اکنون نيز قابل توجه مي باشد که کاملا نيز طبيعي مي باشد اما بازارهاي دنيا هم اکنون بيش از آنکه به اعداد و ارقام تورم و يا نرخ بهره چين و يا نرخ برابري يوان حساس باشند، به تاثيرات کلان و ريشه اي رشد شديد اقتصادي اين کشور و تاثيرات مثبت و منفي آن بر غولهاي اقتصادي کلاسيکي همچون ايالات متحده، اروپا و ژاپن حساسند. همه از تاثير رشد اقتصادي سريع و به تبع آن افزايش ناگهاني تقاضا براي مواد اوليه و انرژي در چين و تاثير ناگهاني و پايدار آن بر بازار انرژي و کالاهايي همچون محصولات فلزي و مواد اوليه آگاهند که براي مجموع اقتصاد دنيا خبري تقريبا ناخوشايند مي باشد. يا از سوي ديگر تاثير نيروي کار ارزان بر قدرت رقابت شرکتهاي ديگر کشورهاي دنيا که هم اکنون به کابوسي براي برخي شرکتها اروپايي و امريکايي تبديل شده و برخي ديگر را مجبور به انتقال خطوط توليد يا خدمات خود به کشورهاي ارزانتري از جمله خود چين نموده است. البته نظر شخصي خود بنده اينست که در آينده نه چندان دور شاهد حساسيت معامله گران به شاخصهاي اقتصادي چين نيز خواهيم بود.

·         به طور کلي تا چه حد به رتبه بندي که تقويم هاي اقتصادي از شاخص هاي اقتصادي مي نمايند باور داريد؟ آيا اين طور نيست که شرکت هاي ارائه دهنده تقويم وخبر براي ايجاد تمايز با رقبا سعي کنند شاخص هاي متفاوت ولو فوق العاده کم اهميتي را در تقويم منعکس نمايند؟
رتبه بندي رايج تا حد زيادي برخي از معامله گران را دچار اشکال در تفسير وضعيت يک ارز يا کالا مي کند. علت آنست که براي جمع بندي و نتيجه گيري اين نکته که بطور مثال فلان اقتصاد يا ارز کاملا مورد تقاضا مي باشد تنها نمي توان به يک شاخص با رتبه بندي حتي بالا تکيه کرد. تقويمهاي اقتصادي نشانه هايي را به معامه گران عرضه مي کنند که هر يک مي تواند چه از لحاظ زماني و چه از نظر روابط آن با ديگر شاخصهاي اقتصادي ارتباط مستقيم يا غير مستقيم داشته باشند. بطور مثال براي پيش بيني وضعيت آتي بازار کار يک کشور تنها نمي توان به عدد و تغييرات درصدي نرخ بيکاري يا آمار دريافت کنندگان بيمه بيکاري آن کشور در يک يا دو دوره تکيه کرد. براي حصول ديدي واضح تر و محتمل تر از آينده بازار کار يک کشور بايستي ابتدا وضعيت بخشهاي مهم اقتصاد آن کشور همچون توليد ( صنعتي و غير صنعتي)، مسکن، وضعيت سرمايه گذاري، تمايل و ديد مصرف کنندگان به زمان حال و آينده و بسياري ديگر عوامل را بررسي نمود. در اينصورت است که مي توان اعداد و ارقام تغييرات نرخ بيکاري را و تاثير آنرا بر نرخ بطور مثال ارز آن کشور ارزيابي و پيش بيني نمود. موضوع افزودن شاخصهاي کم اهميت به تقويم هاي اقتصادي نيز بيشتر به هدف فراهم آوردن اطلاعات متنوعتر و بيشتر از بخشها و زيربخشهاي اقتصاد براي تحليلگران انجام مي شود.

·         شاخص هاي اقتصادي با گزارشي که از وضعيت اقتصادي ارائه مي نمايند از يک سو اطلاعاتي را از قدرت خريد و ارزش ارزها اعلام مي کنند (واقعيت)، از سوي ديگر بر انتظارات افراد تاثير دارند (انتظارات) ، به نظر شما در شرايط فعلي اقتصاد جهاني، بازار ارز بيشتر تحت تاثير واقعيات است يا انتظارات؟
اغلب حساسيت بازار به انتظارات بيش از واقعيت آمار اقتصادي مي باشد اما اين نکته را نيز نبايد فراموش کرد که قوانين بازي در شرايط رکود اقتصادي اندکي متفاوت بوده و خواهد بود. ترس ناشي از ورشکستگيها و ضرر شرکتها (تاثير کاملا واقعي) را مي توان به مارگزيدگي تشبيه نمود که تا مدتها شما را به معامله گري واقع گرا و ترسوتر تبديل خواهد کرد که البته پس از مدتي رفع خواهد شد. اين اولين بحران اقتصادي در دنيا نبوده و آخرين هم نخواهد بود بنابرين بهتر است به انتظار ترميم و بازيابي اقتصاد دنيا باشيم که البته مسير خود را چند ماهيست آغاز نموده است و بزودي ثبات را به بازارهاي مالي نيز منتقل خواهد نمود.

·         کاربرد تئوري هايي که از رياضيات و فيزيک الهام گرفته مي شوند و براي ارزيابي و پيش بيني در اقتصاد و بازارهاي مالي بکار گرفته مي شوند را در خصوص بازار ارز چطور مي بينيد؟ با توجه به تحصيلاتتان آيا تاکنون سعي در پياده سازي الگوهاي مشابه براي توضيح رفتار قيمت داشته ايد؟
بازارهاي مالي با وجود آنکه صددرصد قابل پيش بيني نيست اما برخي رفتارها و الگوها را تکرار مي کند. اين خصيصه به معامله گران اجازه مي دهد تا با بکارگيري الگوريتمها و هوش مصنوعي تا حد امکان احتمال شناسايي الگوهاي تکراري را افزايش دهند. امروزه روشها و تکنيکهاي موسوم به کوانتيتيو آنالايزز در بسياري از بانکها و گروههاي سرمايه گذاري بزرگ دنيا مورد استفاده مي باشد بنابرين نمي توان کارايي آنها را زير سوال برد. هر چند بنده با توجه به عدم علاقه به رياضي تاکنون تلاشي در اين رابطه انجام نداده ام و به روشهاي رايج در اين زمينه اکتفا مي کنم.
 
از کليه عزيزاني که با ارسال ايميل و مطرح نمودن سوالات خود در مصاحبه با آقاي غفاري کنار ما بودند صميمانه تشکر مي کنيم.
لطفا نظرات انتقادات و پيشنهادات خود را از طريق info@tradingage.com با ما در ميان بگذاريد.


امتیاز این خبر: 4.5/5 (31)
سه شنبه، 12 آبان، 1388
توسط: TradingAge.com
تعداد بازدید: 980
امتیاز بدهید:
  • تا به حال 4.48/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سایر اخبار روز | آرشیو خبر
ارسال برای شبکه های اجتماعی
 
نظر بدهید
 

جهت ارسال نظر لطفا در سایت عضو شوید.